تبلیغات
طریقت نقشبندی - طریقت نقشبندی
شنبه 8 اسفند 1388

طریقت نقشبندی

   نوشته شده توسط: عبد الله    

 

بسم الله الرحمن الرحیم

*(  ان الله و ملائكته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه وسلموا تسلیما)*


*اللهم صلی علی سیدنا  محمد وعلی آله و اصحابه و سلم*

طریقت نقشبندی

 

 

 *السلام علیک یا رسول الله*السلام علیک یا حبیب الله* *یاشهاب الدین*

312-002.jpg

نقشبندیه‌ طریقتی‌ است‌ منسوب‌ به‌ خواجه‌ بهاءالدین‌ محمد نقشبند بخارایی‌(791-718 هـ.ق‌). ولی‌ بهاءالدین‌ را بنیانگذار و مؤسس‌ این‌ طریقت‌ نمی‌توان‌ شمرد. طریقة او به‌ حقیقت‌ دنباله‌ طریقة‌ خواجگان‌ است‌. طریقه‌ و سلوکی‌ که‌ خواجه‌یوسف‌ همدانی(535 ـ 440 هـ.)‌ و خواجه‌ عبدالخالق‌ غجدوانی‌(متوفی575) بنیان‌نهاده‌ بودند. خواجه‌ بهاءالدین‌ که‌ خود از جانشینان‌ عبدالخالق تعلیم‌ یافته‌ بود،محیی‌ و مصلح‌ طریقت‌ خواجگان‌ شد. و طریقت‌ نقشبندی‌ آمیخته‌ای‌ شد از تعالیم‌عبدالخالق‌ غجدوانی‌ و بهاءالدین‌ بخارایی‌.

طریقة‌ نقشبندی‌ در اندک‌ مدتی‌ در ماوراءالنهر و خراسان‌ رواج‌ یافت‌. و پس‌ ازبهاءالدین‌ خلفای‌ او خواجه‌ علاءالدین‌ عطار(متوفی 802) و محمّد پارسا(متوفی‌822) و یعقوب‌ چرخی‌(متوفی‌ 851) بر مسند ارشاد نشستند که‌ در ترویج‌ این‌طریقت‌ سهمی‌ داشتند. و بعد از اینان‌ خواجه‌ عبیدالله‌ احرار(895-806 هـ) آمد که ‌مشهورترین‌ و متنفذترین‌ مشایخ‌ عصر تیموری‌ است‌. و در عهد او، این‌ طریقت‌ به‌ذروة نفوذ و شهرت‌ و رواج‌ رسید.

تصوّف‌ نقشبندی‌، سنّتی‌ معتدل‌ و میانه‌روست‌. پیروی‌ از سنّت‌ و حفظ آداب‌شریعت‌ و دوری‌ از بدعت‌ اساس‌ این‌ طریقت‌ است‌. در آن‌ نه‌ خلوت‌ است‌ نه‌ عزلت‌ و نه‌ذکر جهر و نه‌ سماع‌(1). آنچه‌ در تعالیم‌ نقشبندی‌ بیش‌ از همه‌ تکرار شده‌ است‌ یکی ‌اتباع‌ سنّت‌ است‌ و حفظ شریعت‌ و دیگر توجّه‌ به‌ حق‌ است‌ و نفی‌ خواطر. بنا به‌ نوشتة‌ نویسندگان‌ این‌ طایفه‌، طریقة‌ نقشبندیه‌، همان‌ طریقة‌ صحابه‌ کرام‌- رضی‌الله عنهم‌- است‌ با رعایت‌ این‌ اصل‌ که‌ نه‌ چیزی‌ بر آن‌ شیوه‌ بیفزایند و نه‌ چیزی‌ از آن‌بکاهند. از جمله‌ جامی‌ در نفحات‌الانس‌ می‌نویسد:

« طریقة‌ ایشان،‌ اعتقاد اهل‌ سنّت‌ و جماعت‌ است‌ و اطاعت‌ احکام‌ شریعت‌ و اتباع‌ سنن‌ سیّدالمرسلین(ص)‌ و دوام‌ عبودیت‌ که‌ عبارت‌ است‌ از دوام‌ آگاهی‌ به‌ حق‌ سبحانه، ‌بی‌مزاحمت‌ شعور به‌ وجود غیری‌»(2)

مکتب‌ نقشبندی‌ چله‌نشینی‌ و خلوت‌گزینی‌ را با اصول‌ «خلوت‌ در انجمن‌، سفردر وطن‌» طرد کرد. صوفی‌ نقشبندی‌ باید به‌ ظاهر با خلق‌ باشد و به‌ باطن‌ با حق،‌ با مردم‌ درآمیزد و از بیکارگی‌ و یاوگی‌ بپرهیزد. سخن‌ عبدالخالق‌ غجدوانی‌ است‌ که‌ « درخلوت‌ را، دربند و در خدمت‌ را بگشای‌»(3) و از بهاءالدین‌ نقشبند پرسیدند: « درطریقة‌ شما ذکر جهر و خلوت‌ و سماع‌ می‌باشد؟ فرمودند که‌ نمی‌باشد. پس‌ گفتند که: ‌بنای‌ طریقت‌ شما بر چیست‌؟ فرمودند: خلوت‌ در انجمن:‌ به‌ ظاهر با خلق‌ هستند و به‌ باطن‌ با حق‌(4) و نیز همو گفته‌ است‌ که‌: « طریقة ما صحبت‌ است‌ و در خلوت ‌ آفت شهرت است‌ ‌. خیریت‌ در جمعیت‌ است‌ و جمعیت‌ در صحبت‌ به‌ شرط نفی‌ بودن‌ دریکدیگر»(5).

همین‌ آسانی‌ و سادگی‌ و اعتدال‌ سلوک‌ نقشبندی‌ یکی‌ از علل‌ رواج‌ آن‌ شد. آن‌چنان‌ که‌ این‌ طریقه‌، از ایالت‌ چینی‌ هانسو تا قازان‌ و قفقاز و قسطنطنیه‌ و از هندوستان ‌تا مصر و شام‌ و از بلخ‌ و بخارا تا بصره‌ و بغداد و از توران‌ تا ایران‌ ـ در همة‌ بلاد اسلامی ـ‌ انتشار یافت‌. و در طول‌ دو قرن‌ یکی‌ از بزرگترین‌ و پر نفوذترین‌ طرایق‌ صوفیه‌ شد.

میانه‌روی‌ نقشبندیان‌ و التزام‌ آنان‌ به‌ شریعت،‌ سبب‌ شد که‌ بسیاری‌ از عالمان ‌دین‌ بدین‌ طریقه‌ بگرایند و به‌ حلقة نقشبندیان‌ در آیند. و فاصله‌ای‌ میان‌ طریقت‌ و شریعت‌ نبینند. آن‌ چنان‌ که‌ کسی‌ چون‌ ابن‌ حجر هیتمی‌(974- 909 هـ) دربارة این ‌طریقه،‌ گفته‌ است:« الطریقة‌ العلیة‌ السالمة‌ من‌ کدورات‌ جهلة الصوفیة، هی‌ الطریقة ‌النقشبندیه ‌