تبلیغات
طریقت نقشبندی - خاندان شیخ کمال
شنبه 8 اسفند 1388

خاندان شیخ کمال

   نوشته شده توسط: عبد الله    

(ان الذین قالواربنا الله ثم استقاموا فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون)

حضرت شیخ کمال(قدس الله سره):

حضرت شیخ کمال فرزند سید شامه و ایشان فرزند سید رسول حسینی و از سلاله مبارز سید محمد زاهد معروف به((پیر خضر شاهو)) منتسب به دودمان حضرت حسین بن علی (ع)و از شجره ی طیبه حضرت فاطمه(س) می باشد.درختی که جوانه زد و رشد یافت و میوه داد.اصلش صابت و شاخه هایش در آسمان نور و بلندایی و والایی فرا گرفته است.

مرشد فرزانه شیخ کمال  در شهرستان اشنویه واقع در کردستان ایران چشم به جهان گشودند و سپس برای اقامت به روستای خالدار از توابع شهرستان پیرانشهر رهسپار آنجا گردیدند.نبوغ و هوشمندی حضرت در دوران جوانی ،تعلقات و وابستگی های معنوی و مکارم اخلاقی و صفای درونی سبب این شد که برای کسب علوم و دانش دینی و اسلامی و همچنین هدف والا ایران را ترک نموده و به کردستان ترکیه سفر نمودند تا اینکه به حضور بهترین و شایسته ترین استادان عصر خود یعنی مرشد طریقت نقشبندی جناب شیخ سید طه فرزند سید احمد نهری شمزینی هکانی حسنی برسند.

شیخ کمال درس هایی در فقه ،تفسیر و کلام و عرفان از محضر شیخ فرا گرفتند ،شیخ سید طه در همان اوایل متوجه استعداد ها و نبوغ شیخ کمال در عرفان و خداشناسی شیخ کمال شدند و ایشان را مامن و پناه ملت و میهن می خواند و ایشان را ستاره ای درخشان در طریقت نقشبندی معرفی نمودند.حضرت شیخ کمال علم و عرفان و اجازه ی ارشاد را از محضر دو شیخ بزرگوار شهرزوری و نهری که سر قافله ی جنبش تصوف بودند را اخذ نمود.

شیخ بعد از اخذ ارشاد به کردستان ایران باز گشتند و طبق سنت جدش به مبارزه با ظلم و ستم و ریشه کن کردن راهزنی ها و سایرجرایم پرداختند و راه اصلاح طلبی را انتخاب نمودند.سپس شیخ در راستای پرهیز از بدی بدکاران و جلوگیری از شرارتهای مجرمان و مداومت در عملیات ارشاد تربیتی و اصلاحی و همچنین اقتدا به جد بزرگش حضرت محمد(ص)و هجرت از مکه به مدینه به روستای زینوه واقع در کردستان عراق هجرت نمودند و عملا به دستورات قرآنی تمسک جستند.

شیخ در همان روستای زینوه شروع به ساخت مسجد و خانقا نمودند و هدایت و ارشاد را دوباره ادامه دادند.شیخ در آنجا برای اسلام و جا نهادن سنت های حضرت رسو ل(ص) تلاشهای فراوانی نمودند و از هیچ کوششی در این راه دریغ نفرمودند ودر این راه  همچو شیر مردان راه خدا شناسی زحمات فراوانی و رنج های زیادی را متحمل شدند.

ایشان موسس خاندان سادات نقشبندی در کردستان ایران بودند و در مناطق کردستان کم کسی پیدا می شود که اسم جناب شیخ را نشنیده باشند و ایشان را به بزرگی یاد نکنند.بعد از سالهای سال ارشاد و هدایت مردم و تلاش و کوشش های فراوان در این راه بلاخره جهان فانی را وداع گفتند و راه این شیر مرد راه خداشناسی پایان نپذیرفت و ارشاد و بار سنگین ایشان به پسرشان شیخ جلال میرسد که در زیر در مورد بزرگی و کارهای بزرگ ایشان یعنی شیخ جلال می پردازیم.

خداوندا سایه ی شخصیت های بزرگ را از سر ما بر مدار و اگر برای بازگشت به سوی تو راه فراری نیست راه آنها را به وسیله ی بزرگان دیگر برای ما مداوم بگردان 

حضرت شیخ جلال (قدس الله سره): 

شیخ جلال دومین مرشد از خاندان اصیل سادات نقشبندی می باشد و ایشان مقیم کردستان عراق بودند و همچنین این بزرگوار در دوران پیری حضرت شیخ کمال به مدت 20سال امور و کارهای پدر بزرگوارشان راه عهده دار شدند و به جای پدر خویش به امور رسیدگی می کردند بعد از اینکه حضرت شیخ کمال دار فانی را وداع فرمودند ایشان ارشاد و هدایت مردم را که از پدرشان اجازه ی آن را اخذ نموده بودند پزیرفتتند و ودر این راه قدم نهادند.جلال از لقب ایشان به دلیل شایستگی ها و استعداد ها ی نبوغ ایشان بود که در میان دوستاران این خاندان به این لقب مشهور شدند.

شیخ از اوایل کودکی با ذوق و علاقه ویژه ای به فراگیری قرآن کریم ،تفسیر،احادیث و اصول و شریعت جاویدان و  علوم عربی پرداخت.و همچنین علوم مربوط به فلک و عقاید را در نزد عالمان و فقیهان بزرگ عصر خود فرا گرفتند و بر چند زبان تسلط یافتند .عقیلت و نگرش باز شیخ جلال موجب گردید تا جناب هادی الدین به استعداد و نبوغ فرزندش پی ببرد و نضر به کهولت سن وظلیف مربوط به ارشاد و وعظ و برقراری ارتباط با سران دو دولت عثمانی و ایرانی را در مدت 20سال آخر عمر مبارکشان به عهده ی شیخ جلال بگذارند...

حضرت شیخ علاءالدین(قدس الله سره):

محی الدین حضرت شیخ علاءالدین حسینی نقشبندی سومین مرشد از سلسله ی مبارک نقشبندی است که در ماه مبارک رمضان 1314 ه.ق برابر با ماه ایلول سال 1896 میلادی در روستای زینوه  شیخ از توابع شهرستان چومان  در استان اربیل کردستان عراق چشم به جهان گشودند.

حضرت در اوایل طفولیت تحت مراقبت شدید پدرشان بودند و در دوران جوانی در خدمت پدر شیخ جلال و جناب شیخ کمال به سر می بردند.بعد از فراغت از تحصیلات علوم دینی متداول در نزد علمای آن وقت از قبیل تفسیر قرآن کریم و حدیث شریف تمام وقت خود را در خدمت به پدر بزرگوارش اختصاص داده و اراده خداوند متعال بر آن قرار گرفت که پدر بزرگوارش به خانه ی ابدی دار فانی را وداع گویند.

در سال 1334ه.ق برابر با 1915 شیخ جلال پدرش دار فانی را وداع فرمودند،در آن هنگام جناب شیخ علاءالدین در بحبوحه ی جوانی بودند ولی از نظر علمی و صلاحیت و شایستگی برای جانشینی استعداد و آمادگی کامل داشتند و بدین جهت نزدیکان و عوام مردم در برابر شایستگی و استعداد های ایشان سر تعظیم فرو نهادند و این شخصیت بزرگ را به عنوان جانشین شیخ مرحوم برگزیدند و با ایشان طبق سنت پیامیر بیعت کردند و شیخ بزرگ همانند پدر و پدربزرگ خویش بار سنگین ارشاد و هدایت مردم را عهده دار شدند و در این راه پر پیچ و خم و سخت قدم گذاشتند.ایشان برای ادای این وظیفه بزرگ سپس از ازدواج در سه کیلومتری روستای زینوه ی شیخ،دهکده ای را بنا نهادند و چون به دره خلان تشرف داشت،اسم خلان را برای روستای تازه ساخته شده انتخاب کردند و آنجا را مرکز ارشاد و هدایت مردم و خدمت به انسانیت و ادا و اجرای قوانین و سنت نبوی قرار دادند.

در این دیار نو ساخته حضرت شروع به ساخت مسجد و خانقا(نخستین مکان تبلیغ دین اسلام)،زایرسرا و مدرسه ی دینی با تمام ملزومات آن کردند که مورد استقبال هزاران زایر و طلاب و اهل توبه و عوام مردم قرار گرفت و همچنین بسیاری از بزرگان و سیاستمداران  آن زمان از جمله ملک فیصل دوم و وزرای آن کشور و محمد رضا شاه پهلوی و بسیاری دیگر نسبت به این شخصیت والا مقام و بی نظیر ایشان سر تعظیم فرود می آوردند و به دیدار و زیارت ایشان  می آمدند.

حضرت پس از زحمات و تلاش های فراوان و غیر قابل توصیف در راه ارشاد و هدایت  سرانجام بنابه تقدیر خداوند باری تعالی در جمادی الاولی 1385ه.ق برابر با 8ایلول 1965 میلادی در شهر بغداد دار فانی را وداع نمودند و مزار ایشان در قبرستان خزیران،چسبیده به مسجد امام اعظم ابوحنیفه(رض) و در جوار آرامگاه امام موسی کاظم(ع) می باشد.

توصیف صفات عالیه ی این بزرگوار را نمی توان به رشته ی تحریر در آورد و به این توصیف پیر طریقت حضرت شیخ سید طه(پسر ایشان) بسنده می کنیم:

«قطب الزمان،المکرم الضیفان،عمادالدین والایمان،المتصف بصفات الرسول الملک المنان،الغریب المتوفی بدار السلام و الامان،مولانا و مقتدانا محی الدین حضرت الشیخ السید علاء الدین(ق.س)»