تبلیغات
طریقت نقشبندی - مرشدنا حضرت الشیخ السید طه
شنبه 8 اسفند 1388

مرشدنا حضرت الشیخ السید طه

   نوشته شده توسط: عبد الله    

 

 ***شریعت گفتار من،طریقت کردار من و حقیقت احوال من است ***

*پیامبر اکرم(ص)*

                                                  

       حضرت شیخ سید طه کمالی زاده نقشبندی:

                                                              

حضرت مرشد شهاب الدین چهارمین مرشد از سلسله ی سادات مبارکه ی نقشبندی بوده و پسر ارشد مرحوم  شیخ علاءالدین  می باشد که در سال 1300هجری شمسی برابر با 1924میلادی  در حالی که پدر بزرگوارش چند هفته بود همراه برخی از ساکنین و به منظور  ادای سنت اعتکاف در بارگاه حضرت عبدالقادر گیلانی در بغداد به سر می بردند در روستای خلان از نوابع شهر چومان در استان  اربیل کردستان عراق چشم به جهان گشودند.

حضرت در دوران کودکی از توجهات استاد (پدر بزرگوارشان)برخوردار بودند و ایشان هم در مدارس دینی و هم مدارس دولتی حضور داشتند تا اینکه هم از نظر علوم دینی و هم از نظر علوم جدید سرآمد گردند.ایشان در سال 1941میلادی با عموزاده محترمشان ازدواج فرمودند و  بعد از جنگ جهانی دوم در سال 1945 از زادگاه خویش در روستای خلان به قریه ی گزگسک از توابع شهرستان پیرانشهر واقع در کردستان ایران نقل مکان نمودند .

حضرت شهاب الدین به واسطه ی نبوغ ذاتی و اخلاق حسنه توانستند در اندک مدتی توجه علما و بزرگان قبایل و فرهنگیان و پیشه وران را اعم از کرد و ترک به سوی خویش جلب نمایند و چون از خاندان جلیله ی سادات نقشبندی بودند مورد قبول همه ی اقشار مردم واقع گردیدند و همچنین ایشان با مدیریت و میانجگری های حکیمانه  بسیاری از اختلافات و مشکلات  عدیده ی مردم را حل و فصل می نمودند و به ادا و اجرای وظایف سنگین ارشاد و هدایت مردم می پرداختند.

بعد از قیام کرد ها در عراق در 31 شهریور ماه 1340 هجری قمری توسط چند فروند هواپیمای عراقی روستای خلان را که محلی امن و جای عبادت و ذکر و اوراد بود به شدت بمب باران شد که بنابه شرایط و اوضاع نابسامان حضرت شیخ علاءالدین همراه عائله ی خویش و صدها نفر از مریدانش به ایران پناهنده شدند و مورد استقبال شایان و بی نظیر حضرت شیخ سید طه(حفظه الله) واقع گردیدند و این جوان برومند و رشید 3سال از عمر مبارکشان را صرف خدمت به پدر بزرگوارشان و هیأت همراه و مهمانان و علما و اهل تصوق و طلاب علم و مریدان و منسوبان نمودند.

مجالس حضرت شیخ شهاب الدین به مثابه دانشگاهی بود که علوم عرفان و اخلاقیات و آداب تصوف تدریس می شد،اما سپس اراده خداوند متعال بر آن قرار گرفت که حضرت شیخ علاءالدین به دلیل مشیت الهی و صدور ناگهانی حکم ترک ایشان از ایران و بازگشت به عراق توسط محمد رضا شاه ایران در تاریخ 1964/9/7میلادی آخرین دیدار پدر(محی الدین) و پسر(شهاب الدین)صورت گرفت و پسر ارشد و عزیزتر از جانش (شهاب الدین)و همچنین دهها هزار از مریدان و منصوبان را تنها گذاشتند و به عراق هجرت نمودند.  

بعد از مدتی اقامت در روستای خلان حضرت محی الدین دچار عارضه ی قلبی گشتند و سپس عازم بغداد در خانه ی فرزندش سید عبد الرحمن شدند و در آنجا اشخاص محترم اعم از رجال سیاسی و دینی و تجار و غیره به  زیارت ایشان مشرف می شدند،حضرت محی الدین در تمام مجالس و در همه جا از پسر ارجمندش شیخ سید طه ذکر خیر می فرموند که ایشان به مقامی رسیده اند آمادگی روحی و جسمی را دارند که پرچم طریقت جد بزرگش حضرت رسول اکرم(ص)و خلفای راشدین و ائمه ی اطهار علیهم السلام را بر افراشته و به دوش بگیرند زیرا حضرت شیخ علاءالدین یقین پیدا کرده بودند که شروط برای ارشاد و هدایت جانشینش جناب شیخ سید طه فراهم شده است لذا در هر مجلسی بطور آشکارا به وجود همچنین فرزندی مباهات می نمودند.

سرانجام در تاریخ 9جمادی الاول 1385(ه.ق) حضرت شیخ علاءالدین در بغداد و در خانه ی فرزندش سید عبدالرحمن دار فانی را وداع فرمودند و مسولیت سنگین ارشاد را به حضرت شهاب الدین سپردند خبر رحلت محی الدین شیخ علاءالدین به پسرشان شهاب الدین شیخ سید طه(حفطه الله)می رسد و ایشان در عزای رحلت پدر عزیزتر از جانشان طبق سنت پیامبر مدتی به سوگ می نشینند و از همه جا نزد ایشان آمده و این مصیبت وارده و ارتحال یکی از بزرگترین پیشوای اسلام را تسلیت عرض می نمودند.

 سپس شهاب الدین بار سنگین ارشاد و هدایت را بر دوش خویش احساس کردند و از این به بعد ایشان رسما و با رضایت همه جانشین پدر بزرگوارشان شدند،مرشد حاضر و بزرگمان شهاب الدین موفق شدند برای اولین بار در سال 1966(ه.ق)فریضه ی حج را انجام و به زیارت کعبه ی معظم و مرقد جد مطهرش حضرت محمد مصطفی(ص)مشرف گردند،بعد ها به علت حوادث دور از انتظار ناشی از اوضاع نابسامان منطقه و  همچنین برخورد افکار متناقض و چیره گی منافقین و ضد اسلامی،منطقه را برای ارشاد و هدایت و امر به معروف و نهی از منکر نا مناسب دیدند و این عوامل دست به دست هم داده و حضرت هجرت از این دیار را  ترجیع دادند و به شهر اربیل عراق هجرت نمودند و  مورد استفبال برادرانش در آنجا گردیدند.

سر انجام در تاریخ 1985/1/2شیخ بزرگوار جناب شیخ سید طه از بغداد از طریق راه هوایی به پایتخت فرانسه شهر پاریس هجرت نمودند و حدود 26روز در آنجا استراحت کردند و در تاریخ 1985/1/28حضرت از راه زمینی پاریس را به مقصد آلمان غربی ترک و حدود 6سال در بن پایتخت آلمان غربی سکنی گزیدند.

در آنجا این بار نیز حضرت همه را شیفته ی خود نمودند و از این رو دولت آلمان غربی ویلایی بسیار وسیع که در خور و شأن حضرت شیخ بود با تمام وسایل و ملزومات در اختیار معظم له شهاب الدین گذاشت.حضور ایشان در آنجا فرصت مناسبی بود که قدمی دیگر در جهت هدف والای ارشاد و هدایت مردم  بردارند و ایشان در این کشور غیر اسلامی شروع به تبلاغات و دعوت مردم آلمان به دین مبین اسلام  کردند که مورد استفبال بسیاری از همسایه ها و شهروندان بنی واقع گردید.مرشد فرزانه در مجالس و کنگره های اسلامی در آلمان شرکت می نمودند و نیز در ساخت مصلا ها در آنجا  نقش بسزایی را ایفا می نمودند.

در این دیار غریب حضرت طبق سنت جدش حتی به دیدار همسایه های غیر مسلمان نیز می رفتند و همین امر سبب آشنایی آنان در مورد دین اسلام و اخلاق حسنه ی پیامبر اکرم(ص) و مسلمان شدن آنها می شد.که حضرت در آنجا نیز مریدان و منسوبان زیادی را به آغوش گرم خویش پذیرفتند،زندگی و شخصیت این بزرگوار فقط به ارشاد مسلمین محصور نمی شد  بلکه بسیاری از پیروان ادیان و مذاهب دیگر به خدمت ایشان می آمدند و درس مروت و انسانیت،برادری و برابری را از محضر ایشان می گرفتند.   

محوریت و مشرب حضرت مرشد در تبلیغ دین و ارشاد بر اساس اخلاق حسنه  و مکارم اخلاقی بوده و همیشه این اصل را چراغ شب تاریک بیان می نمودند و در این راه قدم می گذاشتند.همین صفت بزرگ حضرت شهاب الدین همیشه مردم را جلب خویش نمود ه و کسانی که حتی در اوایل با دین اسلام مشاجره و مخالفت می کردند،مجذوب اخلاق حسنه ی ایشان می شدند و در حقیقت از بزرگترین صفت منجی عالم بشریت حضرت محمد مصطفی(ص) نیزطبق فرموده  ی قرآن کریم  و در مدح ایشان همین اخلاق حسنه بوده که می فرماید: (انک لعلی خلق العظیم) یعنی ای محمد همانا اخلاق تو بسیار مورد پسند است.

حضرت به علت روح خداجویی و کمال معنویاتش از ارشاد و تبلیغ دین و احکام الهی در این دیار کفر حتی لحظه ای دریغ ننمودند و تمام مشکلات و ناهمواری های این راه مستقیم را با جان و دل می خریدند و به لطف الهی و نظر محبت جدش همه ی  این مشکلات و ناراحتی ها را با موفقیت پشت سر می گذاشتند.

با تقدیر و حکم الهی و آه و دعای مرید و منصوب و محبان این حضرت صفحه ی تقدیر ایشان این چنین رقم خورد که پس از  نه سال تحمل درد و رنج غربت و دوری از مریدان و مشتاقانش طبق سنت جدش ترک مکه ی مکرمه و بازگشت به مدینه ی منوره بلأخره در تابستان سال 1372 هجری شمسی دیار غربت را مقصد وطن اسلامی خویش ترک نمودند و به شهر ارومیه تشریف فرما شدند و در نزدیک فلکه ی مدرس در خیابان استاد شهریار شروع به ساخت مسجد و خانقای جدید نمودند و  آنجا را محلی جدید برای اقامت دائمی و ارشاد و هدایت مردم قرار دادند.

بعد از اتمام مسجد و خانقا کمالات این محل مورد استقبال هزاران مرید و زائر و مشتاقان و عموم مردم واقع گردید و آنجا مکانی مناسب برای ذکر و عبادت و پند و موعظه واقع گردید.رفت آمد و استقبال چشم گیر زائرین و عامه مردم سبب گردید که حضرت شیخ مسجد و خانقا را در دو مرحله  توسعه دهند تا برای نمازگذاران و زائرین و مهمانان و مسافرین مشکلی به وجود نیاید.چیزی که نباید فراموش شود سخاوت بیش ار حد حضرت شیخ است که ایشان تمام دارایی و ثروت و وجود خویش را صرف ارشاد و تعلیم و کمک به مردم نموده اند به طوری که برای مسافرین و مهمانان و حاضرین جای استراحت و غذا فی سبیل الله فراهم نموده اند،خداوند ایشان را طول عمر و عزت و شفای عاجل عنایت بفرماید.

 ایشان زندگی روزمره ی خویش را طوری تنظیم نموده اندکه مردم (از همه نوع قشر)بتوانند در اوقات معینی در روز با حضرت ملاقات داشته باشند و برای حل مشکلات معنوی و مادی خود از ایشان راهنمایی بگیرند.

حضرت دارای سیمای حسنه و سیرت پسندیده و حسن کلام و معاشرت بی نظیر می باشند و  اغلب حالت تبسم رادارند وبه مهمانانش از هر قشر و هر صنفی و هر سنی که باشند احترام قایل اند و هر کس که به حضور ایشان برود در هر سنی باشد ایشان به منظور ادای احترام برمی خیزند و به افراد مسن احترام بیشتر و جوانان را مورد عنایت قرار می دهند.

صفات عالیه ی این حضرت به صفات جدش حصرت رسول(ص) بر می گردد و ایشان هر وقت موعظه ای بفرمایند کل حاضرین تحت تأثیر سخنان پر برکت ایشان قرار می گیرند و باعث دلگرمی و قوت قلب آنان نسبت به انسانیت و اسلامیت می گردد،خدا طول عمر و صحت روز افزون به ایشان عنایت بفرماید.

قبل از کسالت جسمی ایشان نمازها با امامت خود حضرت اقامه میشد.اما بعلت عمل دیسک کمر در تیر ماه سال 86 ه.ش تا چند ماهی قادر به حضور مکرر درنمازهای جماعت نشدند اما در حال حاضر ایشان در بعضی از نمازهای روزانه حاضر می شوند اما بعلت کسالت قادر به امامت نمی باشد به همین منظور نمازهای جماعت توسط یک روحانی اقامه میشود اما باوجود کسالت دست از ارشاد وهدایت مردم برنداشته ودر هر موقعیتی که پیش بیاید سنت نبوی یعنی وظایف مربوط به تبلیغ وهدایت را ادا میکنند

در حال حاضر پسرکوچک ایشان جناب حاج سیدیحیی بیشتر امورات ایشان را انجام میدهند و در مجالس ومراسمات به نیابت پدر بزرگوارشان شرکت می نمایند.مسجد وخانقاه کمالات در شهر ارومیه-فلکه مدرس-خیابان استاد شهریار واقع می باشد ونماز جمعه اهل سنت ارومیه در آنجا اقامه میشود وحضرت بعد ازاتمام نماز جمعه در تصدیق خطبه بیاناتی ارزشمند و مفید وخلاصه میفرمایند که باعث دلگرمی وشوق حاضرین میگردد.خداوند طول عمر،صحت وسلامتی به حضرت حاج شیخ سید طه وخانواده مکرم ایشان عنایت بفرماید(آمین)

شهباز الْجَلال  اَلْجامع ِ لِصِفات ِ الْعُلٰی وَ

 نَهایَة ِ الْكَمالْ دٰافِعِ الْكَفرِ وَ الْشِّرك ِ وَ

 الْضَّلال ِ ، عالِمِ رَبّٰانی ، سُلطان جمله ی مَعانی، شَیخَنا

،مَولانا وَ مُقْتَدانا  وَ قائدَ المُسلمینَ   شَهٰابَ الْدّینَ حَضرَت

ِاَلْشَّیخْ ألْسَّیِّد طه ثانی